|
جاي بسي تاسف است که اهل تسنن بسنده مي کنند به اين حديث که رسول خدا(ص) فرموده "ما ينبغي لقوم فيهم ابوبکر ان يتقدم عليه غيره"
متاسفيم که چرا اهل سنت بدون فکر به هر خبري توجه مي نمايند اگر اين خبر فرموده رسول اکرم(ص) بوده چرا خود عمل به آن نمي نمود که با بود ابي بکر علي(ع) را مقدم مي داشت – درقضيه مباهله مگر ابي بکر حاضر نبود که علي را مقدم بر او داشت – در غزوه تبوک با بود ابي بکر کاردان پيرمرد چرا علي(ع) را خليفه خود قرار داد – در سفر مکه چرا ابي بکر را معزول و علي را منسوب براي ابلاغ رسالت و قرائت سوره برائت نمود – در مکه با بود ابي بکر چرا علي را با خود براي بت شکني برد حتي بر روي شانه خود سوار کرد و امر به شکستن بت هبل نمود – با بود ابي بکر چرا علي (ع) را براي حکومت و دعوت مردم يمن فرستاد و علاوه بر همه با بود ابي بکر، علي(ع) را چرا وصي خود قرار داد. اهل سنت مدعي هستند که عمرو بن عاص گفت روزي به پيغمبر عرض کردم يا نبي الله احب زنان عالم به سوي شما کيست فرمودند عايشه عرض کردم احب مردان به سوي شما کيست فرمودند پدر عايشه ابي بکر پس به همين جهت که محبوب پيغمبرند حق تقدم دارند بر تمام امت. و اما جواب – اين حديث علاوه بر آنکه از موضوعات و مجعولات بکريون است با احاديث ثابته مسلمه عندالفريقين معارض است فلذا مردوديت آن ثابت مي باشد. در اين حديث از دو جهت بايد امعان نظر نمود اول از جهت ام المومنين عايشه و دوم از جهت خليفه ابي بکر. اما در محبوبيت عايشه بطريقي که احب زنان باشد نزد رسول خدا اشکال است چون که عرض کردم معارض است اين قول با احاديث صحيحه ثابته اي که در کتب معتبره فريقين (شيعه و سني) ثبت شده است. احاديث بسياري از طريق علما و راويان اهل سنت بر خلاف گفته اهل سنت درباره حضرت صديقه کبري ام الائمه النجباء فاطمه زهرا(س) وارد است. از جمله حافظ ابوبکر بيهقي در تاريخ و حافظ ابن عبدالبر در استيعاب و ميرسيدعلي همداني در مودة القربي و ديگران از علماي شما نقل نموده اند که رسول اکرم(ص) مکرر مي فرمود "فاطمة خير نساء امتي" يعني فاطمه بهترين زنان امت من است. امام احمد بن حنبل در مسند و حافظ ابوبکر شيرازي در نزول القرآن في علي نقل مي نمايند از محمد بن حنفيه از اميرالمومنين(ع) و ابن عبدالبر در استيعاب ضمن نقل حالات فاطمه(س) و خديجه ام المومنين از عبدالوارث بن سفيان و ابوهريره و ضمن حالات خديجه ام المومنين از ابو داود نقلا از ابوهريره و انس بن مالک و شيخ سلمان بلخي حنفي در باب 55 ينابيع الموده مير سيدعلي همداني در مودت سيزدهم از مودة القربي از انس بن مالک و نيز بسياري از ثقات محدثين به طريق خود از انس بن مالک روايت کرده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "خير نساء العالمين اربع مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد عليهم السلام" يعني: "بهترين زنان عالمين چهارند مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد(ص)" خطيب در تاريخ بغداد نقل مي کند که رسول خدا اين چهار زن را بهترين زنان عالم به حساب آورده آنگاه فاطمه را در دنيا و آخرت بر آنها تفضيل داده. محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح و امام احمد بن حنبل در مسند از عايشه بنت ابي بکر نقل مي نمايند که رسول اکرم(ص) به فاطمه فرمود: "يا فاطمة ابشري فان الله اصطفيک و طهرک علي نساء العالمين و علي نساء الاسلام و هو خير دين" يعني: "اي فاطمه مژده و بشارت باد تو را که خداوند برگزيده تو را و پاکيزه گردانيده است بر زنان عالميان عموما و بر زنان اسلام خصوصا و اسلام از همه ديني بهتر است" و نيز بخاري در ص 64 جزء چهارم صحيح و مسلم در باب فضائل فاطمه در جزء دوم صحيح و حميدي در جمع بين الصحيحين و عبدي در جمع بين الصحاح السته و ابن عبدالبر در استيعاب ضمن حالات حضرت فاطمه(س) و امام احمد در ص 282 جزء ششم مسند و محمد بن سعد کاتب در جلد دوم طبقات ضمن فرموده هاي رسول الله(ص) در مرض و بستر و بيماري و در جلد هشتم در نقل حالات بي بي فاطمه(ع) ضمن حديث طولاني مسندا از عايشه ام المومنين نقل نموده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "يا فاطمة الا ترضين ان تکوني سيدة نساء العالمين" يعني آيا تو راضي نيستي که سيده زنان عالمين باشي. و ابن حجر عسقلاني اين عبارت را ضمن حالات بي بي در اصابه نقل نموده است يعني تو بهترين زنان عالمين هستي. و نيز بخاري و مسلم در صحيحين خود و امام ثعلبي در تفسير و امام احمد حنبل در مسند و طبراني در معجم الکبير و سليمان بلخي حنفي در باب 32 ينابيع الموده از تفسير ابن ابي حاتم و مناقب و حاکم و وسط و واحدي و حلية الاولياء حافظ ابو نعيم اصفهاني و فرائد حمويني – و ابن حجر مکي در ذيل آيه چهاردهم صواعق از احمد – و محمد بن طلحه شافعي در ص 8 مطالب السول – و طبري در تفسير – و واحدي در اسباب النزول – و ابن مغازلي شافعي در مناقب – و محب الدين طبري در رياض – و مومن شبلنجي در نور الابصار – و زمشخري در تفسير – و سيوطي در درالمنثور – و ابن عساکر در تاريخ – و علامه سمهودي در تاريخ المدينه – و فاضل نيشابوري در تفسير – و قاضي بيضاوي در تفسير – و امام فخر در تفسير کبير – و سيد ابي بکر شهاب الدين علوي در ص 22 تا 23 باب اول رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبي الهادي از تفسير بغوي و ثعلبي و سيره ملا و مناقب احمد و کبير و اوسط طبراني و سدي و شيخ عبدالله بن محمد بن عامر شبراوي شافعي در ص 5 کتاب الاتحاف از حاکم و طبراني و احمد – و جلال الدين سيوطي در احياء الميت از تفاسير ابن منذر و ابن ابي حاتم و ابن مردويه و معجم الکبير طبراني – و ابن ابي حاتم و حاکم – بالاخره عموم اکابر علما اهل سنت از ابن عباس (حبرامت) و ديگران نقل نموده اند که وقتي نازل شد آيه 22 سوره 42 (شوري) "قل لا اسئلکم عليه اجراً الا المودة في القربي و من يقترف حسنة نزدله فيها حسناً" جمعي از اصحاب عرض کردند يا رسول الله "من قرابتک الذين فرض الله علينا مودتهم قال(ص) علي و فاطمة و الحسن و الحسين" يعني نزديکان شما کيانند که خدا واجب گردانيده است مودت و دوستي آنها را بر ما (يعني در اين آيه شريفه) فرمود آنها علي و فاطمه و حسن و حسين اند – و در بعضي از اخبار دارد و ابناهما يعني پسران آنها. از اين قبيل اخبار در کتب معتبر اهل سنت بسيار رسيده است. تا آنجا که ابن حجر متعصب هم در ص 88 صواعق و حافظ جمال الدين زرندي در معراج الوصول و شيخ عبدالله شبراوي در ص 29 کتاب الاتحاف و محمد بن علي صبان مصري در ص 119 اسعاف الراغبين و ديگران از امام محمد بن ادريس شافعي که از ائمه اربعه شما و رئيس و پيشواي شافعي ها مي باشد نقل نموده اند که مي گفت" "يا اهل بيت رسول الله حبکم فرض من الله في القرآن انزله کفاکم من عظيم القدر انکم من لم يصل عليکم لا صلوة له" يعني اي اهل بيت رسول خدا محبت و دوستي شما واجب گرديده از جانب خدا – که در قرآن نازل شده اشاره به آيه فوق مي باشد کفايت مي کند در عظمت قدر شما (آل محمد) آنکه هر کس بر شما صلوات نفرستد نماز او قبول نخواهد شد. آيا عقل قبول مي کند که رسول اکرم(ص) کسي را که خداوند در قرآن مجيد مودت و محبت او را بر مردم فريضه قرار داده بگذارد و ديگران را بر او ترجيح دهد. آيا تصور هوا و هوس در آن حضرت مي رود که بگوييم روي هواي دل عايشه را که هيچ دليلي بر افضليت او نيست (جز آن که همسر رسول خدا(ص) و ام المومنين بوده مانند ساير زنان پيغمبر) از فاطمه اي که در قرآن مجيد خداي متعال مودت و محبت او را فريضه و واجب قرار داده و آيه تطهير در شان او نازل و افتخار ورود در مباهله را به حکم قرآن به او داده بيشتر دوست دارد. اهل سنت خوب مي دانند که انبياء و اولياء در پي هواي نفس نمي رفتند و جز خدا کسي را نمي ديدند مخصوصاً رسول خدا(ص) که حقيقت حب في الله و بغض في الله بوده است و قطعاً د وست نمي داشته مگر کسي را که خدا دوست داشته و دشمن نمي داشته مگر کسي را که خدا دشمن داشته. چگونه فاطمه اي که خدا محبت و مودت او را فريضه قرار داده مي گذارد و ديگري را بر او ترجيح مي د هد پس قطعاَ اگر فاطمه(س) را دوست داشته براي آن بوده که محبوبيت الهي داشته. آيا عقل باور مي کند که آن حضرت ترجيح دهد در محبت فردي از افراد زنان خود را بر کسي که خود مي فرمود خدا او را برگزيده و محبتش را بر مردم فريضه قرار داده. يا بايد اين همه اخبار صحيحه صريحه را که مورد قبول اکابر علماي فريقين مي باشد و با آيات قرآن مجيد تاييد گرديده رد بنماييد يا اين خبري را که بيان نموديد از موضوعات مسلمه بدانيد تا تناقض از بين برداشته شود. و اما درباره خليفه ابي بکر که اهل سنت مي گويند آن حضرت فرموده احب مردان در نزد من ابي بکر مي باشد مغايرت دارد با اخبار بسيار معتبري که از طريق روات ثقات و علماء بزرگ اهل سنت نقل گرديده که محبوب ترين مردان امت نزد پيغمبر(ص) علي(ع) بوده است. چنانچه شيخ سليمان بخلي حنفي در باب 55 ينابيع الموده از ترمذي نقل مي کند از بريده که گفت "کان احب النساء الي رسول الله(ص) فاطمة و من الرجال علي(ع)" يعني "محبوب ترين زنان نزد پيغمبر فاطمه و از مردان علي(ع) است" و نيز محمد بن يوسف گنجي شافعي در باب 91 کفايت الطالب مسنداً از ام المومنين عايشه نقل نموده که گفت "ما خلق الله خلقا کان احب الي رسول الله(ص) من علي بن ابيطالب(ع)" يعني"خلق نفرموده خداوند خلقي را که محبوب تر باشد به سوي رسول الله(ص) از علي بن ابيطالب" آنگاه گويد اين حديثي است که روايت نموده او را ابن جرير در مناقب خود و ابن عساکر دمشقي در ترجمه حالات علي(ع). و نيز محي الدين و امام الحرم احمد بن عبدالله شافعي در ذخاير العقبي از ترمذي نقل مي نمايد که از عايشه سوال نمودند که کدام يک از مردم نزد رسول خدا(ص) محبوب تر بودند گفت فاطمه گفتند از مردها چه کس محبوبتر بود نزد آن حضرت گفت "زوجها علي بن ابيطالب" يعني همسرش علي ابن ابيطالب و نيز از مخلص ذهبي و حافظ ابوالقاسم دمشقي از عايشه نقل مي نمايد که گفت "ما رايت رجلا احب الي النبي صلي الله عليه و آله و سلم من علي و لا احب اليه من فاطمه" يعني "نديدم مردي را محبوب تر باشد به سوي رسول خدا از علي و نه محبوب تر باشد به سوي آن حضرت از فاطمه" و نيز از حافظ خجندي از معاذة الغفاريه نقل مي نمايد که گفت مشرف شدم خدمت رسول اکرم(ص) در منزل عايشه و علي(ع) در خارج منزل بودند. به عايشه فرمود "ان هذا احب الرجال الي و اکرمهم علي فاعر في حقه و اکرمي مثواه" يعني "اين علي محبوب ترين مردان است به سوي من و گرامي ترين آنها بر من پس بشناس حق او را و گرامي بدار منزلت او را." و نيز شيخ عبدالله بن محمد بن عامر شبراوي شافعي که از اجله علما اهل سنت مي باشند در ص 9 کتاب الاتحاف بحب الاشراف و سليمان بلخي در ينابيع الموده و محمد بن طلحه شافعي در ص 6 مطالب السئول از ترمذي از جميع بن عمير نقل مي کنند که گفت با عمه ام نزد ام المومنين عايشه رفتيم من از او سوال نمودم از محبوب ترين اشخاص نزد رسول خدا عايشه گفت از زنها فاطمه و از مردان شوهرش علي بن ابيطالب همين خبر را ميرسيدعلي همداني شافعي در مودت يازدهم موده القربي نقل نموده با اين تفاوت که جميع گفت از عمه ام سوال کردم و جواب شنيدم. و نيز خطيب خوارزمي در آخر فصل ششم مناقب از جميع بن عمير از عايشه اين خبر را نقل نموده است. و نيز ابن حجر مکي در آخر فصل دوم از صواعق بعد از نقل چهل حديث در فضل علي(ع) از ترمذي از عايشه نقل نموده که گفت "کانت فاطمة احب النساء الي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و زوجها احب الرجال اليه" يعني "محبوب ترين زنان نزد پيغمبر فاطمه و از مردان شوهرش علي(ع) بود" و نيز محمد بن طلحه شافعي در ص 7 مطالب السول بعد از نقل اخباري در اين موضوع که مفصل است اظهار عقيده و نظر مي کند به اين عبارت "به اين احاديث صحيحه و اخبار صريحه ثابت گرديده که فاطمه محبوب ترين همه بود به سوي رسول خدا(ص) از غير او زيرا که او سيده زنان اهل بهشت و سيده زنان اين امت و سيده زنان اهل مدينه بوده است" پس اين مطلب با دلائل عقل و نقل ثابت است که علي و فاطمه عليهما السلام محبوبترين خلق بودند نزد رسول الله(ص) و از همه اين اخهبار مهم تر بر اثبات محبوبيت علي و تقدم بر ديگران در نزد پيغمبر خبر معروف طير مشوي است که به آن حديث کا ملا ثابت مي شود علي محبوب ترين تمام امت بود نزد آن حضرت و البته خودتان بهتر مي دانيد که حديث طير بقدري معروف است نزد فريقين (شيعه و سني) که احتياج به نقل سند ندارد ولي براي بينايي بيشتر به بعضي از اسناد اشاره مي کنم. بخاري و مسلم و ترمذي و نسائي و سجستاني در صحاح معتبره خود و امام احمد بن حنبل در مسند و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه و ابن صباغ مالکي در ص 21 فصول المهمه و سليمان بلخي حنفي باب 8 ينابيع الموده را اختصاص به حديث طير و نقل روايات آن داده و از احمد بن حنبل و ترمذي و موفق بن احمد و ابن مغازلي و سنن ابي داود از سفينه مولي النبي و انس بن مالک و ابن عباس روايت نموده تا آنجا که گويد حديث طير را بيست و چهار نفر از انس نقل نموده اند و مخصوصاً مالکي در فصول المهمه به اين عبارت نوشته "و ذلک انه صح النقل في کتب الاحاديث الصحيحه و الاخبار الصريحه عن انس بن مالک" خلاصه معني آن که به صحت پيوسته نقل حديث طير در کتب احاديث صحيحه اخبار صريحه از انس بن مالک و سبط ابن جوزي در ص 23 تذکره از فضايل احمد و سنن ترمذي و مسعودي در ص 49 جلد دوم مروج الذهب به آخر حديث که دعاي پيغمبر و اجابت آن باشد اشاره نموده است و امام ابوعبدالرحمن نسائي در حديث نهم خصائص العلوي و حافظ بن عقده و محمد بن جرير طبري هر يک کتابي مخصوص در تواتر و اساتيد اين حديث از سي و پنج نفر از صحابه از انس نوشته اند و حافظ ابو نعيم کتاب ضخيمي در اين باب نوشته است. خلاصه اکابر علماء اهل تسنن اهمه تصديق نموده در کتب معتبره خود ثبت نموده اند اين حديث شريف را چنانچه علامه محقق زاهد عادل بارع ثقه سيد مير حامد حسين دهلوي يکي از مجلدات بزرگ کتاب عبقات الانوار خود را به آن قطر و عظمت اختصاص به حديث طير مشوي داده است و تمام اسناد معتبره کتب عاليه علما بزرگ اهل سنت را در آنجا جمع نموده. خلاصه و نتيجه تمامي آن اخبار اين است که کافه مسلمين از شيعه و سني در هر دوره و زمان اقرار و اعتراف و تصديق به صحت اين حديث نموده اند که روزي زني مرغ برياني جهة رسول اکرم خاتم الانبياء(ص) به هديه آورد آن حضرت قبل از تناول مرغ بريان دست نياز به دربار حضرت بي نياز بلند نموده عرض کرد "اللهم ائتني باحب خلقک الي و اليک حتي ياکل معي من هذا الطير فجاء علي فاکل معه" يعني "پروردگارا بفرست نزد من محبوب ترين خلق خودت را نزد تو و نزد من تا بخورد با من از اين مرغ بريان. در آن حال علي(ع) آمد و خورد با آن حضرت از آن مرغ بريان" و در بعضي از کتب اهل سنت مانند فصول المهمه مالکي و تاريخ حافظ نيشابوري و کفايت الطالب گنجي شافعي و مسند احمد و غير آن که نقل از انس بن مالک مي نمايند به اين طريق ذکر نموده اند که انس گفت پيغمبر(ص) مشغول اين دعا بود سه مرتبه علي در خانه آمد من عذر آوردم و او را پنهان نمودم مرتبه سوم با پا به در زد رسول خدا فرمود واردش کن همين که علي وارد شد حضرت فرمود "ما حبسک عني يرحمک الله" چه چيز تو را بازداشت از من خدا تو را رحمت کند عرض کرد سه مرتبه بر در خا نه آمدم و اين مرتبه سوم است که خدمت رسيدم حضرت فرمود انس چه چيز تو را به اين عمل وا داشت که علي را منع از ورود شدي عرض کرد حقيقت امر اين است که دعاي شما را شنيدم دوست داشتم يک نفر از قوم من صاحب اين مقام شود. در اين صورت حضرت احديت جل و علا محبوب ترين خلقش را اختيار و انتخاب نموده و نزد پيغمبرش ارسال داشت و آن محبوب بزرگوار از ميان همه امت که منتخب از همه خلق و محبوب ترين همه امت نزد خدا و پيغمبر بوده علي بن ابيطالب عليه السلام بوده است. چنانچه علماي اهل سنت تصديق اين معني را نموده اند مانند محمد بن طلحة شافعي که از فقهاء و اکابر علماي اهل سنت مي باشد در اوايل فصل پنجم از باب اولل مطالب السئول ص 15 به مناسبت حديث رايت و حديث طير قريب يک صفحه با بيانات شيرين و تحقيقات اثبات مقام با عظمت علي(ع) را در ميان تمام امت به محبوبيت نزد خدا و پيغمبر نموده و ضمناً گفته "اراده نمود پيغمبر که محقق نمايد به مردم ثبوت اين منقبت سنيه و صفت عليه¬اي را که محبوبيت نزد خدا و رسول است که بالاترين درجات پرهيزکاران است براي علي(ع)" و نيز محمد بن يوسف گنجي شافعي حافظ و محدث شام در سال 658 در باب 22 کفايت الطالب في مناقب علي بن ابيطالب(ع) بعد از نقل حديث طير از چهار طريق با اسناد معتبره خود از انس و سفينه گويد محاملي در جزء نهم امالي خود اين حديث را آورده. آنگاه گويد در اين حديث دلالت واضحه است بر اين که علي(ع) احب خلق است به سوي خداي تعالي و ادل دلائل بر اين معني آنکه خدا وعده داده دعاي رسول خود را مستجاب فرمايد چون رسول اکرم(ص) دعا نمود خدا هم فوري اجابت فرمود احب خلق را به سوي آن حضرت فرستاد و آن علي(ع) بود. آن گاه گويد حديث طير مشوي منقول از انس را حاکم ابو عبد الله حافظ نيشابوري از هشتاد و شش نفر نقل نموده که تمام آن ها از انس روايت نموده اند و اسامي تمام آن هشتاد و شش نفر را ثبت نموده (طالبين مراجعه به کفايت الطالب باب 32 نمايند) اينک آقايان محترم انصاف دهيد آيا اين حديث با عظمت طير مشوي مقابله نمايند قطعاَ جواب منفي است پس به يک حديث يک طرفه شما در مقابل احاديثي که جميع اکابر علماء اهل سنت به استثناي معدودي متعصب عنود نقل و تصديق به صحت آن نموده اند هرگز نمي توان اتخاذ سند نمود بلکه در نزد ارباب تحقيق جرح و تعديل مردود و بي اعتبار مي باشد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد نادری
|
|
لوگوی دوستان پروفايل من |