تبليغاتX
از شیعه بپرسید - نقل خبر در فضيلت ابي بکر و جواب آن که مجعول است و شرح حال ابوهريره و مذمت آن
اهل سنت معتقدند هستند که حديثي از عمر بن ابراهيم بن خالد از عيسي بن علي بن عبد الله بن عباس از پدرش از جدش عباس نقل نموده اند که رسول خدا(ص) به آن مرد فرمود: "اي عمو به درستي که خداي تعالي قرار داد ابي بکر را خليفه من بر دين خدا پس بشنويد از او و اطاعت نمائيد او را تا رستگار شويد"
این حديث را نه شيعيان بلکه اکابر علماي اهل سنت رد نموده اند. چنان که روات اين حديث در نظر آنها کذاب و جعال مي باشند . به همين جهت آن را باطل و از درجه اعتبار ساقط مي دانند چنانچه ذهبي در ميزان الاعتدال ضمن ترجمه حال ابراهيم بن خالد و خطيب بغداد ضمن ترجمه حال عمر بن ابراهيم در تاريخ خود مي نويسد "انه کذاب" پس قطعاً حديث شخص کذاب و دروغگو باطل و مردود و غير قابل قبول مي باشد.
به نقل حديثي که اکابر علماء اهل سنت مانند ابن حجر در اصابه و ابن عبدالبر در استيعاب از خود ابوهريره نقل نموده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "زياد گرديدند بر من دروغ گو به آن کسي که بر من عمداً دروغ ببندد نشيمن گاه او آتش جهنم مي¬باشد هر وقت از من حديثي به شما گفتند پس او را عرض کنيد به قرآن مجيد (يعني اگر مطابق با قرآن نمود بپذيريد و الا رد نماييد)
و نيز حديث متفق عليه فريقين است چنانچه امام فخر رازي هم در آخر ص 371 جلد سيم تفسير کبيرش از آن حضرت نقل نمود که فرموده "هر گاه براي شما حديثي از من روايت نمايند عرض نماييد او را به کتاب خدا (قرآن مجيد) پس اگر موافقت با کتاب دارد قبول نماييد و الا او را رد نماييد"
چنانچه در کتب اکابر علماي اهل سنت وارد است از جمله جعل کنندگان حديث از قول رسول الله(ص) ابوهريره مردود بوده که اهل سنت اين حديث را از قول او نقل نموده اند و بي جهت او را ثقه خوانده اند.
اهل سنت اشتباه مي کنند که فقط صحابي بودن را اسباب شرف و فضل مي دانند قطعاً مصاحبت رسول اکرم(ص) موثر و موجب شرف و فضل است به شرط آن که مصاحب مطيع و فرمان بردار آن حضرت باشد ولي اگر بر خلاف اوامر و دستورات آن حضرت عمل نمايد و تابع هوي و هوس گردد حتماً مردود و گاهي ملعون و مستحق نار و عذاب اليم خواهد بود.
مگر منافقيتي که آيات قرآن مجيد شهادت به فساد احوال و خبر از دخول نار آنها مي دهد از مصاحبين رسول الله(ص) نبودند که ملعون و اهل آتش گرديدند. پس تعجب نکنيد که ابوهريره هم يکي از همان مردودين و ملاعين مستحق نار مي باشد.
دلائل بر مردوديت ابوهريره بسيار و واضح مي باشد که اکابر علماي اهل سنت تصديق نموده اند. از جمله دلائل بر مردوديت او اينکه از موافقين ملعون بن ملعون علي لسان رسول الله معاويه بن ابي سفيان و در سلک منافقين و مردمان دو رو بوده زيرا در صفين بعضي از روزها نماز را اقتدا به امير المومنين علي(ع) مي نموده ولي حاشيه نشين سفره چرب و نرم معاويه بوده چنانچه زمخشري در ربيع الابرار و ابن ابي الحديد در شرح نهج و ديگران نقل نموده اند که وقتي از اين دو حالت از او سوال مي نمودند مي گفت "مضيره طعامي است که با شير عمل مي آ وردند و غذائي بود مخصوص معاويه ابو هريره گفت مضيره و طعام معاويه چرب تر و نماز در عقب علي افضل است." تا آن که معروف گرديد به "شيخ المضيره"
علماي اهل سنت علاوه بر اجماع علماء شيعه از قبيل شيخ الاسلام حمويني در باب 37 فرائد و خوارزمي در مناقب و طبراني در اوسط و گنجي شافعي در کفايت الطالب و ابن قتيبه در ص 68 جلد اول الامامه و السياسه و امام احمد حنبل در مسند و سليمان بلخي در ينابيع الموده و ابويعلي در مسند و متقي هندي در ص 157 جلد ششم کنزالعمال و سعيد بن منصور در سنن و خطيب بغداد در ص 321 جلد 14 تاريخ خود و حافظ ابن مردويه در مناقب و سمعاني در فضايل الصحابه و امام فخر رازي در ص 111 جلد اول تفسير و ابوالقاسم حسين بن محمد (راغب اصفهاني) در ص 113 جلد دوم محاضرات الادباء و ديگران از همين ابي هريره و غيره نقل نموده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "علي با حق و حق با علي مي گردد"
آن گاه علي(ع) را بگذارد و اطراف معاويه بگردد مردود نيست!!!!؟
کسي که افعال شنيعه و ظلم و ستم معاويه را ببيند و ساکت بماند به علاوه براي جلب منافع دنيا و پر کردن شکم و رسيدن به مقام حاشيه نشين مجلس آن ملعون و کمک يار او باشد مردود نيست!!!؟
ابوهريره اي که خود نقل مي کند بنا بر آنچه اکابر علماء خودتان مانند حاکم نيشابوري در ص 124 جلد سوم مستدرک و امام احمد حنبل در مسند و طبراني در اوسط و ابن مغ ازلي فقيه شافعي در مناقب و متقي هندي در ص 153 جلد ششم کنزل العمال و شيخ الاسلام حمويني در فرائد و ابن حجر مکي در ص 74 و 75 صواعق و سليمان بلخي حنفي در ينابيع الموده و جلال الدين سيوطي در ص 116 تاريخ الخلفاء و امام ابو عبدالرحمن نسائي در خصائص العلوي و ديگران آورده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "علي با قرآن و قرآن با علي مي باشد و هرگز از هم جدا نمي شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند"
مع ذکل خود ناظر باشيد که معاويه عليه الهاويه علني و بر ملا حتي بالاي منبر و خطبه نماز جمعه علي و حسن و حسين(ع) را لعن نمايد و نيز امر دهد در تمام منابر و مجالس آن حضرت را لعن نمايند آنگاه با چنين ملاعيني مباشر و به عمل آنها مسرور باشد مردود نيست؟!!!
علاوه بر معاشرت با آنها با جعل احاديث کمک يار آنها باشد و مردم را تهييج و وادار به لعن آن حضرت نمايد!!!!؟
ابن ابي الحديد معتزلي در ص 358 جلد اول و نيز در جلد چهارم شرح نهج البلاغه از شيخ و استاد خود امام ابو جعفر اسکافي نقل مي نمايد که معاويه بن ابي سفيان جمعي از صحابه و تابعين را مامور نمود که اخبار قبيحه در طعن و بيزاري جستن از علي(ع) جعل نمايند و ميان مرد م انتشار دهند فلذا آنها پيوسته مشغول اين امر بودند و اشنترا قبايح مي دادند از جمله آن اشخاص که جعل احاديث قبيحه در طعن و مذمت علي(ع) مي نمودند ابوهريره و عمرو بن عاص و مغيره بن شعبه بودند.
شرح مفصل قضايا را مي دهد تا در ص 359 از اعمش روايت نموده که وقتي ابوهريره با معاويه وارد مسجد کوفه شد کثرت استقبال کنندگان را ديد بر دو پاي خود برخاست در حالتي که دو دستي بر سر مي زد (براي جلب ت وجه مردم) آنگاه گفت اي مردم عراق آيا گمان مي بريد من دروغ بر خدا و پيغمبر بگويم و آتش جهنم را بر خودم بخرم بشنويد از من آنچه را که من از پيغمبر(ص) شنيدم که فرمود "براي هر پيغمبري حرمي است و حرم من مدينه است هر کس احداث حادثه اي در مدينه بنمايد بر او باد لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم – آنگاه ابوهريره گفت خدا را گواه مي گيريم که علي در مدينه احداث حادثه نمود (يعني مردم را تحريک نمود که به فرموده پيغمبر بايد علي را لعن نمود)"
وقتي اين خبر به معاويه رسيد که ابوهريره همچو خدمتي به او نموده آن هم در کوفه مرکز خلافت علي(ع) فرستاد او را آوردند اکرامش نمود جائزه اش داد و او را والي مد ينه گردانيد.
آيا اين اعمال دليل بر مردوديت او نمي باشد و سزاوار است چنين آدمي را که براي خوش آيند معاويه با يکي از خلفاي راشدين بلکه اکمل و افضل و اشرف آنها آن قسم رفتار نموده چون که روزي از صحابه رسول الله(ص) بوده نيک و ممدوح بدانيد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد نادری  |