تبليغاتX
از شیعه بپرسید - حديث تشبيه
ابن ابي الحديد معتزلي در ص 449 جلد دوم شرح نهج البلاغه و حافظ ابو بکر فقيه شافعي احمد بن الحسين بيهقي در مناقب و امام احمد حنبل در مسند و امام فخر رازي در ذيل آيه مباهله در تفسير کبير و محي الدين عربي در ص 172 از مبحث 32 کتاب يواقيت و جواهر و شيخ سليمان بلخي حنفي در اول باب 40 ينابيع المودة از مسند احمد و صحيح بيهقي و شرح المواقف و الطريقة المحمدية و نورالدين مالکي در ص 121 فصول المهمه از بيهقي و محمد بن طلحه شافعي در ص 22 مطالب السئول و محمد بن يوسف گنجي شافعي در باب 23 کفاية الطالب به مختصر کم و زيادي در الفاظ و عبارات روايت نموده اند که رسول اکرم(ص) فرمود "من اراد ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوح في تقوائه (في حکمته) و الي ابراهيم في خلته (في حلمه) و الي موسي في هيبته و الي عيسي في عبادته فلينظر الي علي بن ابيطالب(ع)" يعني "هر کس مي خواهد نظر کند آدم را در علمش (يعني از کميت و کيفيت علم آدم بهره مند گردد ) به علم علي توجه کند و هر کس که مي خواهد حقيقت تقواي نوح را (که بهترين صفات او بوده) با حکم و حکمت او را به بيند و خلت و حلم ابراهيم و هيبت موسي و عبادت عيسي را به بيند پس نظر کند به سوي علي بن ابيطالب(ع)"
و مير سيدعلي همداني شافعي در مودت هشتم از مودة القربي اين حديث شريف را با زيادتي هايي نقل مي نمايد و در آ خر آن آورده از جابر که رسول اکرم(ص) فرمود: "پس به درستي که در علي(ع) نود خصلت از خصال انبياء مي باشد که خداوند در او جمع کرده نه در غير او"
و شيخ فقيه محدث شام صدرالحفاظ محمد بن يوسف گنجي شافعي پس از نقل حديث خود به عنوان قلت بياني دارد که گويد تشبيه نمودن علي را به آدم در علم او براي اين است که خداوند آموخت به آدم علم و صفت هر چيزي را هم چنان که در سوره بقره فرمايد "و علم آدم الاسماء کلها" يعني "خداي عالم همه اسمآئ را به آ دم تعليم داد" و هم چنين نيست چيزي و نه حادثه و واقعي اي مگر آن که در نزد علي مي باشد علم آن و فهم درک و استنباط معناي آن به واسطه همين علم الهي بود که حضرت آدم مخلع به خلعت خلافت آمد که خداوند در آ يه 28 سوره 2 (بقره) خبر مي دهد که فرمود "اني جاعل في الارض خليفة" يعني "من در زمين خليفه خواهم گماشت"
پس هر انسان با ذوقي از اين تشبيه آن حضرت علي را به علم آدم – مي فهمد که چون آن علم سبب افضليت آدم و برتري و مسجوديت او بر ملائکه و صاحب مقام خلافت گرديد علي(ع) هم افضل و برتر از همه خلايق و واجد مقام خلافت بعد از خاتم الانبياء(ص) مي باشد.
و تشبيه نمودن علي را به نوح در حکمت آن کانه مي خواهد برساند که علي(ع) بر کفار شديد و بر مومنين روف بوده هم چنان که خداوند در قرآن او را وصف نموده "و الذين معه اشداء علي الکفار رحماء بينهم"
و نوح نسبت به کفار بسيار شديد بود چنانچه در قرآن خبر مي دهد "و قال نوح رب لا تذر علي الارض من الکافرين ديارا" يعني "نوح عرض کرد پروردگارا مگذار در زمين از کافران دياري را"
و تشبيه نمودن علي(ع) را به حلم ابراهيم براي آن است که در قرآن ابراهيم علي نبينا و آله و عليه السلام را به اين صفت وصف نموده که "ان ابراهيم لاواه حليم" يعني "به درستي که ابراهيم هر آينه بردبار بود"
اين تشبيهات مي رساند که علي(ع) متخلق به اخلاق انبياء و متصف به صفات اصفياء بوده.
پس برادران اهل سنت اگر قدري منصفانه دقيق شويد مي بينيد از مضامين اين حديث شريف که مجمع عليه فريقين (شيعه و سني) مي باشد مستفاد مي شود که اميرالمومنين(ع) جامع جميع صفات عاليه ممکنه است که هر صفتي از وي مساوي بهترين صفات انبياء مي باشد پس علي القاعده بايستي که از حيث جامعيت افضل سلسله جليله نبويه باشد و اين حديث خود دليل ديگري است بر افضليت علي(ع) بر انبياء عظام (به استثناء خاتم الانبياء) زيرا وقتي با هر يک از انبياء عظام در فضيلت و خصلت مخصوصه به آن نبي مساوي باشد و به فضايل و خصال ديگران نيز اختصاص داشته باشد لازم مي آيد که افضل از همه انبياء باشد.
چنانچه خود محمد بن طلحه شافعي در مطالب السئول بعد از نقل حديث تصريح به اين معني نموده و توضيحاً گويد رسول اکرم(ص) ثابت نموده است براي علي(ع) به اين حديث علمي شبيه علم آدم و تقوائي شبيه تقواي نوح و حلمي شبيه حلم ابراهيم و هيبتي شبيه هيبت موسي و عبادتي شبيه عبادت عيسي تا آنجا که گويد "و تعلوا هذه الصفات الي اوج العلي حيث شبهها بهولاء الانبياء المرسلين من الصفات المذکوره" يعني "بلند مي کند اين اوصاف حميده علي(ع) را به منتها درجه رفعت و علوشان زيرا که پيغمبر تشبيه کرده است آن حضرت را به انبياء مرسلين از حيث صفات"
آيا ممکن است در امت مرحومه کسي را پيدا کنيد از صحابه و تابعين و غيره که واجد تمام صفات حميده و اخلاق پسنديده انبياء عظام باشد غير از اميرالمومنين علي بن ابيطالب(ع) در حالتي که اين معني مورد قبول و اعتراف رجال بزرگ از علماي اهل سنت مي باشد.
چنانچه شيخ سليمان بلخي حنفي در باب 40 ينابيع الموده از مناقب خوارزمي از محمد بن منصور نقل مي نمايد که گفت شنيدم از احمد بن حنبل (امام حنابله اهل سنت) که مي گفت "ما جاء لاحد من الصحابة من الفضايل مثل ما لعلي بن ابيطالب" يعني "نيامده است از براي احدي از صحابه از فضائل مثل آنچه براي علي بن ابيطالب عليه السلام آمده است"
و محمد بن يوسف گنجي شافعي در باب 2 کفايت الطالب از محمد بن منصور طوسي به اين طريق از امام احمد نقل نموده که گفت "ما جاء لاحد من اصحاب رسول الله ما جاء لعلي بن ابيطالب" يعني "نيامده است از براي احدي از اصحاب رسول خدا آن چيزي که براي علي بن ابيطالب آمده است"
قول به افضليت امير المومنين(ع) اختصاص به امام احمد ندارد بلکه اکثر علماء منصف اهل سنت تصديق اين معني را نموده اند چنانچه ابن ابي الحديد معتزلي در ص 46 جلد اول شرح نهج البلاغه گويد "علي عليه السلام اولي و احق به امر ولايت بود از جهت افضليت نه از جهت نص زيرا که او افضل تمام بشر بود بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و احق به مقام خلافت از تمام مسلمانان"
آيا بي انصافي نيست که فقط روي عادت و تقليد از اسلاف و گذشتگان بدون فکر و تامل کساني را که فاقد اين صفات بوده اند مقدم دارند به چنين شخصيت بزرگي بدون دليل و برهان آيا عقلاء و فضلائ به مقدار فکر و فهم گذشتگان نمي خندند که روي سياست و دسته بندي افضل امت را خانه نشين نموده و مفضول به تمام معني را بر مسند خلافت برقرار نمايند و لااقل در سقيفه آن بزرگوار را براي شور در امر بزرگي مانند خلافت خبر ننمايند تا به کلي متروک گردد؟!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد نادری  |