تبليغاتX
از شیعه بپرسید - چرا شيعيان مستقلا از خدا طلب حاجت نمي نمايند؟ بلكه به دنبال وسيله و واسطه مي گردند؟
طلب حوائج و دفع هموم و غموم نسبت به ذات يگانه خداوند محفوظ است.
ولي قرآن مجيد كه سند محكم آسماني است ما را هدايت مي نمايد كه با وسيله بايد به درگاه با عظمت او رفت چنانچه د ر آيه 39 سوره مائده مي فرمايد: "يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغو اليه الوسيله" (يعني اي اهل ايمان از خدا بترسيد (و به وسيله اوليا حق) توسل جوئيد به خداي متعال) يعني با وسيله به درگاه با عظمت او برويد تا به نتيجه كامل برسيد.
ما شيعيان آل محمد را مستقل در حل و عقد امور نمي دانيم بلكه آنها را عباد صالحين و واسطه فيض از مبدء فياض مي دانيم و توسل ما به آن خاندان جليل بر حسب دستور رسول اكرم(ص) مي باشد.
رسول اكرم در بسياري از اخبار امر فرموده كه براي نجات از مهالك متوسل به عترت و اهل بيت من شويد.
اكابر علماء اهل سنت از قبيل ابونعيم اصفهاني در نزول القرآن في علي و حافظ ابوبكر شيرازي در مانزل من القرآن في علي و امام احمد ثعلبي در تفسير خود نقل مي نمايند كه مراد از وسيله در آيه شريفه عترت و اهل بيت پيغمبرند چنانچه اخبار بسياري از رسول خدا(ص) در اين باب رسيده.
و ابن ابي الحديد معتزلي كه از اشراف علماء شما مي باشد در ص 79 جلد چهارم شرح نهج البلاغه خطبه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا(س) را در قضيه غصب فدك در حضور مهاجر و انصار نقل نموده كه در اول خطبه بي بي مظلومه اشاره به معناي اين آيه مي فرمايد به اين عبارت "و احمد الله الذي لعظمته و نوره يبتغي من في السموات و الارض اليه الوسيله و نحن وسيلته في خلقه" (يعني: حمد مي كنم خداي را كه از پرتو نور عظمتش بندگي مي كنند اهل آسمانها و زمينها و هدف تمام وسائل ذات اقدس او است و مائيم وسيله در ميان خلق"
از جمله دلائل متقنه بر جواز تمسك و توسل و پيروي آل محمد و عترت طاره از اهل بيت رسالت حديث شريف ثقلين است كه با سند صحيح از شيعه و سني به حد زياد رسيده كه رسول اكرم(ص) فرمود "ان تمسكتم به لن تضلو بعدي" (يعني اگر تمسك به آن جوئيد هرگز گمراه نشويد بعد از من)
حديث ثقلين را آخر فصل دوم صواعق محرقه ذيل آيه چهارم از باب 11 پس از اينكه اخبار از ترمذي و امام أحمد بن حنبل و طبراني و مسلم نموده گويد "اعلم ان لحديث التمسك بالثقلين طرقا كثيره وردت عن نيف و عشرين صحابيا" (يعني بدانيد براي حديث تمسك بثقلين (عترت طاهره و قرآن مجيد) طرق بسياري مي باشد كه نقل گرديد از زياده از بيعت نفر از اصحاب)
سپس گويد اختلافي در طرق حديث است در بعضي از گويند در حجة الوداع در عرفات و در بعضي طرق گويند در مدينه در مرض موت در وقتي كه حجره پر بود از صحابه و در بعض آنها است در غدير خم و در بعض آنها بعد از برگشتن از طائف بوده. پس از آن خود اظهار نموده گويد منافاتي در اين اختلافات نمي باشد و مانعي ندارد كه در تمام اين امكنه (كه ذكر گرديده) رسول اكرم(ص) اين حديث را تكرار نموده باشد براي اثبات عظمت شان قرآن كريم و عترت طاهره.
در اينجا به بعضي از كتاب هاي اهل سنت اشاره مي كنم تا صحت حديث ثقلين را بدانند.
مسلم بن حجاج در ص 122 جلد هفتم صحيح و ابي داود در صحيح و ترمذي در ص 307 جزء دوم سنن و نسائي در ص 30 خصائص و امام احمد بن حنبل در ص 13 و 17 جلد سيم و ص 26 و 59 جلد چهارم و ص 182 و 189 جلد پنجم مسند و حاكم در ص 109 و ص 148 جلد سيم مستدرك و حافظ ابو نعيم اصفهاني در ص 355 جلد اول حلية الاولياء و سبط ابن جوزي در ص 182 تذكره و ابن اثير جزري در ص 12 جلد دوم و ص 147 جلد سوم اسد الغابة و حميدي در جمع بين الصحيحين و رزين در جمع بين الصحاح الستة و طبراني در كبير و ذهبي در تلخيص مستدرك و ابن عبد ربه در عقد الفريد و محمد بن طلحه شافعي در مطالب السئول و خطيب خوارزمي در مناقب و سليمان بلخي حنفي در باب 4 ينابيع الموده و مير سيد علي همداني در مودة دوم از مودة القربي و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه و شبلنجي در ص 99 نور الابصار و نورالدين بن صباع مالكي در ص 25 فصول المهمه و حمويني در فرائد السمطين و امام ثعلبي در تفسير كشف البيان و سمعاني و ابن مغازلي شافعي در مناقب و محمد بن يوسف گنجي شافعي در باب اول در بيان صحت خطبه غدير خم و در ص 130 كفايت الطالب ضمن باب 62 و محمد بن سعد كاتب در ص 8 جلد چهارم طبقات و فخر رازي در ص 18 جلد سيم تفسير ضمن آيه اعتصام و ابن كثير دمشقي در ص 113 جلد چهارم تفسير ضمن آيه مودت و ابن عبد ربه در ص 158 و 346 جلد دوم عقد الفريد و ابن ابي الحديد در ص 130 جزء ششم شرح نهج البلاغه و سليمان حنفي در صفحات 18 و 25 و 29 و 30 و 31 و 32 و 34 و 95 و 115 و 126 و 199 و 230 ينابيع المودة بعبارات مختلفه و ابن حجر مكي در صفحات 75 و 87 و 90 و 99 و 136 صواعق به عبارات مختلف و ديگران .
و از ديگر دلائل ما در توسل به اهل بيت رسالت حديث معتبره سفينه است كه بسياري از علماء بزرگ اهل سنت تقريبا به حد زياد نقل نموده اند از قبيل مسلم بن حجاج در صحيح خود و امام احمد بن حنبل در مسند و حافظ ابو نعيم اصفهاني در حلية و ابن عبدالبر در استيعاب و ابوبكر خطيب بغدادي در تاريخ بغداد و محمد بن طلحه شافعي در مطالب السئول و ابن اثير در نهايه و سبط ابن جوزي در تذكرة و ابن صباغ مالكي در فصول المهمه و علامه نورالدين سمهودي در تاريخ المدينه و سيد مومن شبلنجي در نورالابصار و امام فخر رازي در تفسير مفاتيح الغيب و جلال الدين سيوطي در درالمنثور و اما م ثعلبي در تفسير كشف البيان و طبراني در اوسط و حاكم در ص 151 جلد سيم مستدرك و سليمان بلخي حنفي در باب 4 ينابيع المودة و مير سيد علي همداني در مودت دوم از مودة القربي و ابن حجر مكي در ذيل آيه هشتم از صواعق و طبري در تفسير و تاريخ خود و محمد بن يوسف گنجي در باب 100 ص 233 كفايت الطالب و ديگران از اعاظم علماي اهل سنت نقل نموده اند كه رسول اكرم خاتم الانبياء(ص) فرمود: "انما مثل اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها هلك" (يعني: جز اين نيست كه مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتي نوح است كسي كه سوار بر او شد نجات يافت و كسي كه دوري از او نمود هلاك گرديد"
جالب اين است كه اهل سنت بدانند كه عمر بن الخطاب در موقع احتياج و اضطرار با واسطه به سوي خدا مي رفت و استغاثه مي كرد تا نتيجه مي گرفت.
خليفه مكرر در مواقع احتياج به اهل بيت رسالت و عترت طاهره آن حضرت مي جست و به وسيله آنها به سوي خدا مي رفت تا نتيجه مي گرفت كه به دو مورد از آن اشاره مي كنم:
1.¬ ابن حجر مكي بعد از آيه 14 در صواعق محرقه از تاريخ دمشق نقل مي نمايد كه در سال 17 هجري مكرر مردم براي استسقاء رفتند و نتيجه نگرفتند همگي متاثر و پريشان شدند عمر بن الخطاب گفت هر آينه فردا طلب آب مي كنم به وسيله كسي كه حتماً خدا به واسطه او به ما آب خواهد داد صبح فردا كه شد خليفه عمر نزد عباس عم اكرم رسول الله(ص) رفت و گفت "اخرج بنا حتي نستسقي الله بك" بيرون بيا با ما تا به وسيله تو طلب آب نمائيم از خداوند متعال. جناب عباس فرمود عمر قدري بنشين تا وسيله فراهم نمايم آنگاه فرستاد بني هاشم را خبر كردند لباس پاك پوشيده بوي خوش استعمال نموده در ‌آن حال جناب عباس بيرون آمد در حالتي كه علي(ع) در جلو او و امام حسن(ع) طرف راست و امام حسين(ع) طرف چپ و بني هاشم در عقب سرش آنگاه فرمود يا عمر احدي را با ما مخلوط منما پس به همين حال رفتند تا به مصلي جناب عباس دست به مناجات برداشت عرض كرد پروردگارا تو ما را خلق فرمودي و دانا بودي به آنچه ما عمل به آن مي نماييم آنگاه عرض كرد "اللهم كما تفضلت علينا في اوله فتفضل علينا في آخره" (يعني: پروردگارا هم چنانكه تفضل فرمودي بر ما در اول امر پس تفضل نما بر ما در آخر آن)
جابر مي گويد هنوز دعايش تمام نشده بود كه ابرها حركت و باران بناي به بارين را گذارد و هنوز به منزلهايمان نرسيده بوديم مگر از باران تر شديم.
و نيز بخاري نقل مي نمايد كه در زمان قحطي عمر بن الخطاب به وسيله عباس بن عبدالمطلب طلب آب از درگاه حق تعالي مي نمود و عرض مي كرد "اللهم انا نتوسل اليك بعم نبينا فاسقنا فيسقون" (يعني: پروردگارا ما توسل مي جوييم به تو به عموي پيغمبرت كه به ما باران دهي پس باران به آنها عطا شد)
2. ابن ابي الحديد معتزلي در ص 256 جلد دوم شرح نهج البلاغه (چاپ مصر) نقل مي نمايد خليفه عمر با جناب عباس عم اكرم رسول الله(ص) به استسقاء رفتند خليفه عمر در محل استسقا عرض كرد "پروردگارا ما توسل مي جوييم به سوي تو به عم پيغمبرت و باقيمانده از پدرانش و بزرگان از رجال بني هاشم. پس حفظ فرما مقام پيغمبرت را در عموي او زيرا كه او ما را دلالت نموده به سوي تو كه طلب شفاعت و استغفار نمائيم از درگاه با عظمت تو"
بهتر است اهل سنت داغ تر از خليفه عمر نباشند كه در وقت دعا و احتياج و اضطرار عترت و اهل بيت پيغمبر را شفيع قرار مي داد و به وسيله آنها از خداوند طلب حاجت مي نمود و مورد اعتراض هم قرار نمي گرفت ولي وقتي ما شيعيان آن خاندان طهارت را شفيع قرار مي دهيم و به آنها توسل مي جوييم به ما اعتراض نموده كافر و مشرك مي خوانند. اگر شفيع بودن آل محمد و عترت طاهره به سوي خداي متعال شرك است پس قاطعاَ طبق روايات علماي خودتان خليفه عمر بن الخطاب اول مشرك بوده و اگر آن عمل خليفه شرك نبوده بلكه احسن اعمال بوده (چون خليفه انتخاب نموده) پس حتماً اعمال شيعيان و توسل آنها به آل محمد(س) نيز هرگز شرك نخواهد بود.
پس حتماً بايد آقايان از اين گفتار خودتان برگرديد بلكه استغفار نمائيد (كه چنين نسبتي را به شيعيان پاك موحد داديد) تا مغضوب حق واقع نشويد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد نادری  |