|
برادران اهل سنت مي دانند كه لغت شيعه به معني پيرو است. شيعه الرجل پيروان و ياري دهندگان مردند و فيروزآبادي كه از اكابر علماء اهل سنت است در قاموس الغه گويد "و قد غلب هذا الاسلم علي من يتولي علياً و اهلبيته حتي صار اسماً لهم خاصا" (يعني: غالب شده است اسم شيعه بر هر كس كه دوست بدارد علي(ع) و اهل بيت او را تا آن كه كشته است شيعه مخصوصاً اسم از براي ايشان) و شيعه اصطلاحي به معني پيرو علي بن ابيطالب از زمان خود خاتم الانبياء بوده است و واضع لفظ شيعه بر پيروان علي(ع) بر خلاف فرموده اهل سنت شخص خاتم الانبياء بوده و اين كلمه بر زبان خود صاحب وحي جاري شده همان پيغمبري كه خدا در آيه 3 از سويه 53 النجم درباره او فرمود اتباع و پيروان علي(ع) را شيعه و رستگار و ناجي ناميده است.
در آيه 154 سوره 2 بقره خداوند فرموده (آن كساني كه آيات واضحه اي كه براي هدايت خلق فرستاديم كتمان نموده و بعد از آنكه براي هدايت مردم در كتاب بيان كرديم پنهان داشتند خدا و تمام جن و انس و ملائكه آنها را لعن مي كنند) و در آيه 169 همان سوره فرموده: (آن كساني كه پنهان داشتند و كتمان نمودند آياتي را كه نازل نموديم از كتاب آسماني و آنها را به بهاي اندك فروختند جز آتش جهنم نصيب آنها نباشد و در قيامت خدا از خشم با آنها سخن نگويد و از پليدي عصيان پاك نگردند و آنان را عذاب دردناك خواهد بود) حافظ ابونعيم اصفهاني احمد بن عبد الله كه از علماء عظام و محدثين فخام و محققين كرام اهل سنت است كه ابن خلتان در وفيات الاعيان تعريف او را كرده است كه از اكابر حفاظ ثقات و اعلم محدثين است و مجلدات عشره كتاب (حليه االاوليا) او از بهترين كتب است و صلاح الدين خليل بن ايبك الصفدي در وافي بالوفيات درباره او مي گويد تاج المحدثين حافظ ابونعيم كه امام در علم و زهد و ديانت بوده و در نقل و فهم روايات و قوه حفظ و درايت مقام عالي اعلا داشته و از مصنفات بسيار زيباي او ده جلد حلية الاولياء مي باشد كه مستخرج از صحيحين است كه علاوه بر احاديث بخاري و مسلم احاديث بسياري نقل نموده و محمد بن عبد الله الخطيب در رجال مشكوه المصابيح در تعريف او مي گويد همچو عالم حافظ محدث نود و شش ساله اي كه محل وثوق و مفخر علماي اهل سنت است در كتاب معتبرش (حلية الاولياء) روايت مي كند به اسناد خودش از ابن عباس (حبرامت) كه چون نازل شد آيه 6 از سوره 98 البينة (آنان كه ايمان آورده اند و نيكوكار شدند به حقيقت بهترين اهل عالم اند پاداش آنها نزد خدا باغهاي بهشت عدن است كه نهرها زير درختانش جاري است و در آن بهشت ابد جاودان متنعمند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا راضي و خشنودند) رسول اكرم(ص) خطاب كرد به علي بن ابيطالب و فرمود يا علي مراد خيرالبريه در آيه شريفه توئي و شيعيان تو. روز قيامت تو و شيعيان تو بيائيد در حالتي خداوند از شما راضي و شما هم از خداوند راضي و خشنود باشيد. ابوالمويد موفق بن احمد خوارزمي در فصل هفدهم مناقب و حاكم ابوالقاسم عبيد الله بن عبد الله الحسكاني كه از فحول اعلام مفسرين بزرگ شما است در كتاب شواهد التنزيل في قواعد التفصيل و محمد بن يوسف گنجي شافعي در ص 119 كفايت الطالب و سبط ابن جوزي در ص 31 تذكرة خواص الامة في معرفة الائمة (بحذف آيه) و منذر بن محمد بن منذر و مخصوصاً حاكم روايت نموده حاكم ابوعبدالله حافظ (كه از اكابر علماي اهل سنت است) خبر داد ما را با اسناد مرفروع به يزيد بن شراحيل انصاري كاتب حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب كرم الله وجهه كه گفت شنيدم از آن حضرت فرمود وقت رحلت خاتم الانبياء(ص) پشت مباركش به سينه من بود و فرمودند يا علي آيا نشنيده اي آيه شريفه را (صاحبان اعمال صالحه و خيرالبريه) ايشانند شيعيان تو و وعده گاه من و شما كنار حوض كوثر خواهد بود در وقتي كه جمع شوند خلايق براي حساب شما را بخوانند و شما سفيد رويان باشيد و شما را آن روز غر محجلين ندا كنند يعني پيشواي سفيد رويان. و نيز جلال الد ين سيوطي از مفاخر اهل سنت در قرن نهم هجري او را مجدد طريقه سنت و جماعت دانسته اند (چنانچه صاحب فتح المقال نوشته) در تفسير خود (در المنثور في كتاب الله بالماثور) از ابوالقاسم علي بن الحسن معروف با بن عساكر دمشقي كه از فضلاي دهر و محل وثوق رجال علماي اهل سنت مي باشد (چنانچه ا بن خلكان در وفيات الاعيان و ذهبي در تذكرة الحفاظ و خوارزمي در رجال مسند ابي حنيفه و در طبقات شافعيه و حافظ ابو سعيد در تاريخ خود او را تعريف و توثيق نموده اند كه ابن عساكر فخر شافعيه و در زمان خود امام اهل حديث بوده كثير العلم و غريز الفضل ثقة و با تقوي و در سال 550 هجري در ميان علماء سنت و جماعت علم بوده) از جابر بن عبد الله انصاري كه از كبار صحابه خاتم الانبياء بوده نقل مي نمايد كه گفت در خدمت رسول ا كرم(ص) بوديم كه علي بن ابي طالب وارد شد پيغمبر فرمود "قسم به كسي كه جان من در قبضه قدرت او است اين مرد (اشاره به علي(ع)) و شيعه او روز قيامت رستگارانند آنگاه آيه مذكوره نازل گرديد. و نيز در همان تفسير از ابن عدي از ابن عباس (حبرامت) روايت نموده كه چون آيه مذكور نازل گرديد رسول اكرم(ص) به امير المومنين(ع) فرمود "مي آيي تو و شيعيان تو روز قيامت در حالي كه از خداوند راضي و خداوند از شما راضي باشد" و در فصل نهم مناقب خوارزمي مسنداً از جابر بن عبد الله نقل نموده كه گفت خدمت رسول خدا بوديم علي(ع) رو به ما آمد حضرت فرمود "قد اتاكم اخي" يعني رو به شما آمد برادر من (علي) آنگاه ملتفت شد به سمت كعبه و دست علي را گرفت و فرمود: "به آن خدائي كه جان من در دست اوست اين علي و شيعيان او رستگارانند روز قيامت" سپس فرمود اين علي اول از همه شما ايمان آورد و با وفاترين شماها مي باشد به عهد خدا و عادل ترين شماها است در ميان رعيت و تقسيم كننده¬تر از همه شما بالسويه و مرتبه اش از همه شماها در نزد پروردگار بزرگتر است در همان وقت آيه مذكوره نازل گرديد از آن به بعد هرگاه علي در ميان قومي ظاهر مي شد اصحاب پيغمبر مي گفتند "جاء خير البرية" يعني آمد بهترين مردم. و نيز ابن حجر در صواعق و ابن اثير در جلد سوم نهايه همين خبر را در نزول آيه شريفه نقل نموده اند. و نيز علامه سمهودي در جواهر العقدين نقلاً از حافظ جمال الدين زرندي مدني و نورالدين علي بن محمد بن احمد بن مالكي مكي مشهور به ابن صباغ كه از اكابر علماء اهل سنت است در ص 122 فصول المهمه از ابن عباس نقل مي نمايد كه چون آيه مذكوره نازل شد رسول اكرم(ص) به علي فرمود: "آن خير البرية به تو و شيعيان تو هستيد مي آئيد روز قيامت تو و آنها در حالي كه از خداوند راضي هستيد و خدا هم از شما راضي است و مي آيند دشمنان تو خشمناك دستهاشان به گردنشان بسته مي باشد" برادران اهل سنت، ما شيعيان يهودي نيستيم بلكه محمدي هستيم . از زمان عثمان به بعد بنا به گفته شما لفظ شيعه را بر پيروان علي اطلاق ننمودند بلكه در زمان خود پيغمبر صحابه خاص آن حضرت را شيعه مي خواندند چنانچه حافظ أبوحاتم رازي در كتاب (الزينة) كه در تفسير الفاظ متداوله ميان ارباب علوم نوشته مي نويسد اولين نامي كه در اسلام در زمان رسول خدا(ص) به وجود آمد نام شيعه بوده است كه چهار تن از صحابه داراي ا ين لقب بودند: 1. ابوذر غفاري 2. سلمان فارسي 3. مقداد ابن اسود كندي 4. عمار بن ياسر. برادران اهل سنت فكر كنيد چگونه ممكن است زمان پيغمبر چهار نفر از صحابه خاص بلكه محبوب خدا و پيغمبر را به لقب شيعه بخوانند و پيغمبر بداند كه اين كلمه بدعت است و آنها را منع ننمايد. در ضمن ابوالفداء در تاريخ خود نوشته كه اين چهار نفر از جمله اصحاب پيغمبر بودند كه روز سقيفه بني ساعده به همراهي علي از بيعت ابي بكر خودداري نمودند پس چرا عمل آنها و سرپيچي از بيعت را حجت نمي دانيد با اينكه علماء خودتان نوشته اند آنها محبوب خدا و پيغمبر بودند و ماهم پيرو آنها مي باشيم كه آنها پيرو علي(\) بودند پس به حكم حديث منقوله خودتان ما راه هدايت را به دست آورده ايم. حافظ ابونعيم اصفهاني در ص 172 جلد اول حلية الاولياء و ابن حجر مكي در حديث پنجم از چهل حديثي كه در صواعق محرقه در فضايل علي(ع) آورده از ترمذي و حاكم از بريده نقل نموده اند كه رسول اكرم(ص) فرمود "ان الله امرني بحث اربعة و اخبرني انه يحبهم" (يعني خداوند مرا امر فرموده به دوستي چهار نفر و مرا خبر داده كه آنها را دوست مي دارد عرض كردند يا رسول الله آن چهار نفر كيانند فرمود علي بن ابي طالب و ابوذر و مقداد و سلمان) و ابن حجر در حديث 39 از ترمذي و حاكم از أنس بن بن مالك نقل نموده كه آن حضرت فرمود "الجنة تشتاق الي ثلاثة علي و عمار و سلمان" يعني بهشت اشتياق دارد به سوي سه نفر و آن سه نفر علي و عمار و سلمان اند. آيا اعمال و رفتار اصحاب خاص رسول خدا كه محبوب خدا و پيغمبر و اهل بهشت اند سند نيست و حجيت ندارد كه مورد قبول مسلمانان باشد و به آنها ترتيب اثر بدهند؟ آيا خجالت آور نيست كه اصحاب در نظر شما همان عده اي باشند كه موافقت با بازي سقيفه نمودند و بقيه صحابه پاك رسول الله(ص) كه مخالفت با مرام اهل سقيفه نمودند از درجه ا عتبار ساقط و بي اثر باشند؟!!!
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد نادری
|
|
لوگوی دوستان پروفايل من |